جنگ قدرت، همکاری و حرف‌گوش‌نکردن

چرا کودک نوپای شما به همه‌چیز «نه» می‌گوید: علمِ استقلال‌طلبی

نوشته‌ی تحریریه Raised ·

اگر کلمه‌ی موردعلاقه‌ی کودکِ نوپای شما «نه» است، او در حالِ لجبازی نیست؛ بلکه به یک نقطه‌عطفِ مهمِ رشد رسیده است. در اینجا می‌بینیم که دلیلِ این مخالفت‌ها چیست و چطور بدونِ جنگِ قدرت با آن روبرو شویم.

چرا کودک نوپای شما به همه‌چیز «نه» می‌گوید: علمِ استقلال‌طلبی

خوراکیِ موردعلاقه‌اش را به او می‌دهید. «نه!» می‌پرسید دوست دارد به پارک برود، جایی که عاشقش است. «نه!» می‌گویید وقتِ پوشیدنِ کفش‌هاست. «نه!»

اگر با یک کودکِ نوپا زندگی می‌کنید، احتمالاً این کلمه را ده‌ها بار در روز می‌شنوید. ممکن است این واکنش‌ها را خیلی شخصی بگیرید، خسته شوید و حس کنید کودک‌تان دارد لجباز و نافرمان می‌شود. اما اگر به آنچه واقعاً در مغزِ او می‌گذرد نگاه کنیم، داستان کاملاً متفاوت است.

«نه» یک نقطه‌عطف است، نه یک بدرفتاری

در حدودِ ۱۸ ماهگی تا دوسالگی، کودکان تغییرِ بزرگی را در نگاهشان به جهان تجربه می‌کنند. پیش از این، آن‌ها خود را بیشتر امتدادی از شما می‌دیدند. اما حالا دارند کشف می‌کنند که یک فردِ مجزا و مستقل هستند، با افکار، ترجیحات و خواسته‌های خودشان.

این فرایند با عنوانِ «فردیت‌یابی و استقلال‌طلبی» شناخته می‌شود و یکی از مهم‌ترین نقاطِ عطفِ اوایلِ کودکی است. اما چون دایره‌ی لغاتِ آن‌ها هنوز به‌شدت محدود است، راحت‌ترین و قدرتمندترین راهی که می‌توانند این استقلالِ جدید را آزمایش کنند، این است که برخلافِ هر چیزی که شما می‌خواهید، حرف بزنند.

هر بار که می‌گویند «نه»، اساساً دارند آزمایشی را اجرا می‌کنند تا ببینند: اگر من برعکسِ چیزی که تو می‌گویی عمل کنم، آیا هنوز وجود دارم؟ آیا قدرت دارم؟ آیا ذهنِ من مالِ خودم است؟

آن‌ها همیشه منظورشان واقعاً «نه» نیست

گیج‌کننده‌ترین بخشِ این مرحله زمانی است که کودکِ نوپای شما به چیزی «نه» می‌گوید که می‌دانید واقعاً آن را می‌خواهد. ممکن است به او بستنی تعارف کنید، یک «نه»ی محکم بشنوید، و وقتی آن را برمی‌دارید، ببینید که طوفان به پا می‌کند.

این اتفاق به این دلیل می‌افتد که میل به ابرازِ استقلال، موقتاً از میلِ او به آن شیء قوی‌تر است. مغزِ آن‌ها در حالِ تمرینِ عملِ امتناع‌کردن است. در این لحظات، آن‌ها سعی نمی‌کنند شما را بازی بدهند؛ بلکه صرفاً در میانه‌ی آتشِ رشدِ سریعِ خودشان گرفتار شده‌اند.

چطور این مرحله را بدونِ جنگِ قدرت طی کنیم

شما نمی‌توانید جلوی استقلال‌طلبیِ کودکِ نوپا را بگیرید، و نباید هم بخواهید—چون این پایه و اساسِ اعتمادبه‌نفسِ آینده‌ی اوست. اما می‌توانید راه‌هایی برای تمرینِ آن به او بدهید که شاملِ درگیریِ مداوم نشود.

انتخاب‌های محدود و قابل‌قبول پیشنهاد دهید

به‌جای پرسیدنِ سؤالاتی با جوابِ بله/خیر مثلِ «حاضری لباس بپوشی؟» (که دعوت به شنیدنِ «نه» است)، دو انتخاب بدهید که هر دو به نفعِ شما تمام شود. «دوست داری اول کفشِ قرمزت را بپوشی یا کفشِ آبی‌ت را؟» این کار، قدرتی را که تشنه‌ی آن هستند به آن‌ها می‌دهد، بدونِ اینکه مرزِ شما زیر پا گذاشته شود.

انتقال از یک کار به کارِ دیگر را به بازی تبدیل کنید

کودکانِ نوپا به‌شدت در برابرِ تغییرِ وضعیت مقاومت می‌کنند چون حس می‌کنند کنترلشان را از دست داده‌اند. به‌جای دستورِ مستقیم، از بازی استفاده کنید. «می‌تونی مثلِ خرگوش تا دستشویی بپری؟» بازی، آن بخش از مغز را که دنبالِ جنگِ قدرت است، دور می‌زند.

مرزهای غیرقابل‌مذاکره را با آرامش حفظ کنید

در حالی که باید هر جا که می‌توانید انتخاب بدهید، بعضی چیزها—مثلِ نگه‌داشتنِ دست در پارکینگ یا نشستن در صندلیِ ماشین—غیرقابل‌مذاکره‌اند. وقتی در برابرِ این موارد مقاومت می‌کنند، نیازی به بحث یا مذاکره ندارید. می‌توانید در حالی که مرز را حفظ می‌کنید، احساسِ آن‌ها را تأیید کنید: «می‌دونم که دلت نمی‌خواد تو صندلیِ ماشین بشینی. دست‌کشیدن از بازی سخته. الان کمکت می‌کنم کمربندت رو ببندی تا جات امن باشه.»

نگاهی تازه به لجبازی

مرحله‌ی «نه»گفتن خسته‌کننده است، اما موقتی هم هست. وقتی دیدید دارید ناامید و کلافه می‌شوید، سعی کنید نگاهتان را به چیزی که می‌شنوید تغییر دهید. آن‌ها نمی‌گویند: «من می‌خواهم کار را برای تو سخت کنم.» آن‌ها می‌گویند: «من دارم یاد می‌گیرم که آدمِ مستقلی هستم، و دارم تمرین می‌کنم چطور خودم باشم.»

با دادنِ راه‌های کوچک و امن برای کنترل‌داشتن به آن‌ها، نیازِ بیولوژیکی‌شان به استقلال را برطرف می‌کنید و جنگ‌های بزرگِ قدرت را بسیار کمتر می‌کنید.

منابع