Pregnancy

چطور درباره‌ی ترس‌های زایمان با همسرمان صحبت کنیم

نوشته‌ی تحریریه Raised ·

ترسیدن از زایمان کاملاً طبیعی است. در اینجا یاد می‌گیرید که چطور این ترس‌ها را با همسرتان در میان بگذارید تا او بتواند در اتاقِ زایمان، مدافعی باشد که به آن نیاز دارید.

چطور درباره‌ی ترس‌های زایمان با همسرمان صحبت کنیم

با نزدیک‌شدن به تاریخِ زایمان، اغلب یک وحشتِ خاموش شکل می‌گیرد. ممکن است از دردِ فیزیکیِ زایمان وحشت داشته باشید، از مداخلاتِ پزشکی مثلِ سزارینِ اورژانسی بترسید، یا عمیقاً نگرانِ سلامتِ نوزاد باشید.

ما معمولاً این ترس‌ها را پنهان می‌کنیم چون می‌خواهیم «آماده» به نظر برسیم. اما کالج متخصصان زنان و زایمان آمریکا (ACOG) تأکید می‌کند که اضطرابِ دورانِ بارداری به‌شدت شایع است، و پذیرش و بیانِ آن، اولین قدم برای مدیریتِ آن است.

شریکِ زایمانِ شما (همسرتان) اگر نداند از چه چیزی می‌ترسید، نمی‌تواند از شما حمایت کند. در اینجا یک راهنمای عملی برای انجامِ این مکالماتِ سخت، قبل از رسیدن به بیمارستان آورده شده است.

قدم ۱: ترسِ خاصِ خود را نام ببرید

«من از زایمان می‌ترسم» یک احساسِ کاملاً معتبر است، اما هیچ راهِ عملی و مشخصی به همسرتان نمی‌دهد تا به شما کمک کند. سعی کنید دقیقاً مشخص کنید چه چیزی باعثِ این اضطراب می‌شود.

آیا از موارد زیر می‌ترسید:

  • درد؟ «من وحشت دارم که درد آن‌قدر شدید باشد که بترسم و کنترلم را از دست بدهم.»
  • ترومای پزشکی؟ «من از اینکه به سزارینِ اورژانسی نیاز پیدا کنم و احساس کنم کاملاً کنترلی روی بدنم ندارم، می‌ترسم.»
  • نادیده‌گرفته‌شدن؟ «من نگرانم که پزشکان به من عجله بدهند یا مرا برای انجامِ مداخلاتی که نمی‌خواهم تحت‌فشار بگذارند.»

وقتی ترسِ خاصِ خود را نام می‌برید، همسرتان دقیقاً می‌داند که باید از شما در برابرِ چه چیزی محافظت کند.

قدم ۲: به او یک نقش بدهید

همسرتان احتمالاً می‌خواهد کمک کند، اما احتمالاً هیچ ایده‌ای ندارد که چطور باید این کار را بکند. او دارد تماشا می‌کند که شما از یک تغییرِ فیزیکیِ عظیم عبور می‌کنید و کاملاً احساسِ ناتوانی می‌کند.

به او یک وظیفه بدهید. اگر ترسِ شما ازدست‌دادنِ کنترل در حینِ انقباضات است، به او بگویید: «اگر شروع به وحشت‌کردن کردم، از تو می‌خوام که دستم رو بگیری، تو چشمام نگاه کنی و با صدای بلند با من نفس بکشی تا بتونم ریتمِ نفست رو تقلید کنم.»

اگر ترسِ شما مداخلاتِ پزشکی است، نقشِ مدافع را به او بدهید: «اگر پزشک پیشنهاد داد برای سرعت‌بخشیدن به کار، کیسه‌ی آب رو پاره کنه، از تو می‌خوام ازش بپرسی که آیا این کار الان از نظر پزشکی ضروریه، یا می‌تونیم یک ساعتِ دیگه صبر کنیم؟»

قدم ۳: از تکنیکِ «مغز» (BRAIN) استفاده کنید

به همسرتان مخففِ کلمه‌ی BRAIN را آموزش دهید. این یک ابزارِ استانداردِ مامایی است که برای تصمیم‌گیری در زمانی که مداخلاتی در حینِ زایمان پیشنهاد می‌شود، به کار می‌رود. اگر آن‌قدر خسته‌اید که نمی‌توانید سؤال بپرسید، همسرتان می‌تواند واردِ عمل شود و از تیمِ پزشکی بپرسد:

  • B - فواید (Benefits): فوایدِ این روش چیست؟
  • R - خطرات (Risks): خطراتِ این مداخله چیست؟
  • A - جایگزین‌ها (Alternatives): آیا جایگزینی وجود دارد که اول آن را امتحان کنیم؟
  • I - شهود (Intuition): حسِ درونیِ ما چه می‌گوید؟
  • N - هیچ‌کاری نکردن (Nothing): اگر هیچ کاری نکنیم و فقط صبر کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

کِی باید از یک متخصص کمک گرفت

عصبی‌بودن طبیعی است. بااین‌حال، اگر ترسِ شما از زایمان آن‌قدر شدید است که باعثِ حملاتِ پانیک می‌شود، مانع از خوابیدنِ شما می‌شود، یا باعث می‌شود از خودِ بارداری وحشت داشته باشید، ممکن است در حالِ تجربه‌ی توکوفوبیا (ترسِ شدید و بیمارگونه از زایمان) باشید.

دستورالعمل‌های ACOG تأکید می‌کنند که اضطرابِ شدیدِ زایمان نیاز به حمایتِ حرفه‌ای دارد. فوراً با ماما یا پزشکِ خود صحبت کنید. آن‌ها می‌توانند شما را به یک متخصصِ سلامتِ روانِ دورانِ بارداری ارجاع دهند که می‌تواند به شما در ایجادِ استراتژی‌های مقابله‌ای کمک کند، و می‌توانند اطمینان حاصل کنند که تیمِ پزشکیِ شما از اضطرابِ شما آگاه است تا در حینِ زایمان، مراقبت‌های آگاهانه و حمایتی به شما ارائه دهند.

منابع