Baby
چطور فرزندِ بزرگتر را برای ورودِ نوزادِ جدید آماده کنیم
نوشتهی تحریریه Raised ·
ورودِ یک نوزادِ جدید برای والدین شادیبخش است، اما برای فرزندِ بزرگتر اغلب شبیهِ یک بحران است. در اینجا با استراتژیهای عملی و همدلانه برای مدیریتِ این گذار آشنا میشوید.
تصور کنید یک روز همسرتان به خانه میآید، دستِ یک غریبه را گرفته و اعلام میکند: «من اونقدر تو رو دوست دارم که یه همسرِ دیگه هم آوردم خونه! قراره برای همیشه با ما زندگی کنه، با وسایلت بازی کنه، و بیشترِ وقتِ من رو بگیره. هیجانانگیز نیست؟»
از نظرِ روانشناختی، این اغلب همان حسی است که یک فرزندِ بزرگتر هنگامِ ورودِ نوزادِ جدید تجربه میکند.
مهم نیست چقدر آنها را آماده کنید، گذار از تکفرزندبودن (یا تهتغاریبودن) به یک خواهر یا برادرِ بزرگتر، یک تحولِ احساسیِ عظیم است. در اینجا با راهنماییِ پزشکانِ اطفال و روانشناسانِ کودک، میآموزیم که چطور حسادتها، پسرفتهای رفتاری و این دورانِ گذار را مدیریت کنیم.
۱. آنها را در دورانِ بارداری آماده کنید
قبل از اینکه کودکِ نوپای شما درکِ درستی از زمان داشته باشد، خبر را ناگهانی به او ندهید. صبر کنید تا شکمتان بهوضوح بزرگ شود، یا در حوالیِ شروعِ سهماههی سوم، صحبت دربارهی نوزاد را آغاز کنید.
- کتاب بخوانید: کتابهای متناسب با سنِ کودک دربارهی خواهر یا برادرِ بزرگتر شدن بخوانید.
- بیشازحد بزرگنمایی نکنید: در برابرِ این وسوسه که به آنها بگویید «قراره یه بهترین دوستِ جدید برای بازیکردن داشته باشی»، مقاومت کنید. نوزادان بازی نمیکنند؛ آنها میخوابند، گریه میکنند و شیر میخورند. انتظاراتِ واقعبینانه ایجاد کنید تا وقتی نوزاد از راه رسید، فرزندِ بزرگتر بهشدت ناامید نشود.
- آنها را در آمادهسازی مشارکت دهید: اجازه دهید لباسِ مرخصشدنِ نوزاد از بیمارستان یا یک اسباببازیِ خاص برای اتاقِ او را انتخاب کنند. این کار به آنها حسِ مالکیت و مشارکت میدهد.
۲. لحظهی معرفی
برخوردِ اول بسیار مهم است. وقتی فرزندِ بزرگتر به بیمارستان میآید یا برای اولین بار نوزاد را در خانه میبیند، سعی کنید دستهایتان آزاد باشد.
نوزاد را در گهواره بگذارید یا به همسرتان بدهید تا بتوانید فرزندِ بزرگتر را با دو دست، محکم در آغوش بگیرید. اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که چقدر میخواهند به نوزاد نزدیک شوند. اگر مردد هستند، آنها را مجبور به بغلکردن یا بوسیدنِ نوزاد نکنید.
۳. انتظارِ پسرفت را داشته باشید
بسیار شایع است که یک کودکِ ۳ سالهی کاملاً آموزشدیده برای دستشویی، ناگهان دوباره کنترلش را از دست بدهد، یا کودکی که مستقل میخوابید، حالا بخواهد تمامِ شب در اتاقش بمانید.
این یک «پسرفت» (Regression) است. آنها میبینند که نوزاد به خاطرِ درماندگی و بیدستوپاییاش تمامِ توجهِ شما را جلب کرده است، بنابراین مغزشان به آنها میگوید: «اگر من هم مثلِ یه نوزاد رفتار کنم، شاید دوباره به من توجه کنن.»
این پسرفت را تنبیه نکنید. احساساتشان را تأیید کنید: «تقسیمکردنِ مامان با یه نفرِ دیگه سخته، مگه نه؟» وقتی نیازِ عاطفیِ آنها به اطمینانخاطر را برآورده کنید، رفتارِ پسرفتی معمولاً محو میشود.
۴. زمانهای دونفره و اختصاصی را در اولویت قرار دهید
آکادمی اطفال آمریکا (AAP) اکیداً توصیه میکند که زمانهای مشخص و دونفرهای (One-on-One Time) را با فرزندِ بزرگتر اختصاص دهید. نیازی نیست این زمان یک گردشِ بزرگ در شهربازی باشد. ده دقیقه لگوبازیِ بدونِ وقفه یا کتابخواندن در حالی که نوزاد خواب است، کافی است.
در طولِ این مدت، دربارهی نوزاد صحبت نکنید. این زمانِ آنهاست.
۵. مشارکتشان دهید (اما آنها را والد نکنید)
کودکانِ نوپا و پیشدبستانی عاشقِ «کمککردن» هستند.
- به آنها وظیفه بدهید: از آنها بخواهید یک پوشک بیاورند یا برای آرامکردنِ نوزاد یک آهنگ بخوانند.
- زمانِ شیردهی را خاص کنید: اگر در حالِ شیردادن به نوزاد هستید، از فرزندِ بزرگتر دعوت کنید تا کنارِ شما بنشیند و او را بغل کنید و برایش کتاب بخوانید. این کار باعث میشود زمانِ شیردهی برای او شبیهِ زمانی که نادیده گرفته میشود به نظر نرسد.
در نهایت، به آنها اجازه دهید احساساتِ منفیِ خود را ابراز کنند. اگر گفتند: «من بچه رو دوست ندارم، پسش بدید»، سرزنشش نکنید. بگویید: «الان خیلی کلافهای. اینکه این احساس رو داشته باشی کاملاً طبیعیه.» آنها نیازی ندارند که فوراً عاشقِ نوزاد شوند؛ فقط باید بدانند که عشقِ شما به آنها هیچ تغییری نکرده است.