Baby
هفتهی اول با یک نوزاد واقعاً چه احساسی دارد
نوشتهی تحریریه Raised ·
هفتهی اولِ بازگشت به خانه با نوزاد، ترکیبی از آدرنالینِ خالص، عشقی عمیق و گریهکردن برای چیزهای کوچک است. این یک نگاهِ صادقانه به ترنِ هواییِ احساسات در هفتهی اول است.
بالاخره به خانه رسیدهاید. ساکهای بیمارستان در راهرو رها شدهاند، نوزاد در صندلیِ ماشینش خواب است، و خانه دقیقاً همانطوری است که ترکش کرده بودید. اما در واقع، همهچیز تغییر کرده است.
هفتهی اول با یک نوزاد بهندرت شبیهِ آن تجربهی آرام و درخشانی است که در تبلیغاتِ پوشک به تصویر کشیده میشود. این یک برخوردِ خام، آشفته و بهشدت احساسی بینِ بیولوژی و واقعیت است.
در اینجا نگاهی صادقانه میاندازیم به اینکه هفتهی اول واقعاً چه حسی دارد، و چرا شما خیلی بهتر از چیزی که فکر میکنید دارید عمل میکنید.
سقوطِ هورمونیِ «گرفتگیِ خلقِ پس از زایمان» (Baby Blues)
در حدود روز سوم یا چهارم، ممکن است متوجه شوید که دارید بیاختیار هقهق گریه میکنید چون همسرتان نانِ تست را «اشتباه» برشته کرده، یا چون نوزادتان «خیلی کوچک» به نظر میرسد، یا اصلاً بدونِ هیچ دلیلِ مشخصی.
این نشانهی شکستِ شما در مادری نیست. این «گرفتگیِ خلق» (Baby Blues) است. وقتی جفت از بدن خارج میشود، سطحِ استروژن و پروژسترونِ شما در یکی از دراماتیکترین تغییراتِ هورمونی که بدنِ انسان میتواند تجربه کند، بهشدت سقوط میکند. این سقوطِ بیولوژیک، در ترکیب با محرومیتِ شدید از خواب، باعث میشود شکنندگیِ احساسیِ شدید، کاملاً طبیعی باشد.
بگذارید اشکهایتان بریزد. این حالت معمولاً در عرضِ یک یا دو هفته برطرف میشود. (اگر بیش از دو هفته طول کشید یا با افکارِ آسیبزدن به خود همراه بود، فوراً با پزشک تماس بگیرید، زیرا ممکن است نشانهی افسردگیِ پس از زایمان باشد).
تقلا برای شیردهی
اگر تصمیم گرفتهاید از سینهی خودتان شیر بدهید، هفتهی اول میتواند یک منحنیِ یادگیریِ بیرحمانه باشد. نوزادِ شما در حالِ یادگیریِ نحوهی گرفتنِ سینه است، و شما در حالِ یادگیریِ نحوهی نگهداشتنِ او هستید. حساسشدنِ نوکِ سینهها و احساسِ بیدستوپابودن در این فرآیند بسیار رایج است.
در حدود روز سوم یا چهارم، شیرِ اصلیِ شما «جریان پیدا میکند» (رگ میکند). احتمالاً سینههایتان سفت، داغ و بهطرزِ دردناکی متورم میشوند. ممکن است احساس کنید آنفولانزا گرفتهاید. این همان لحظهای است که خیلیها میخواهند شیردهی را متوقف کنند. قبل از شیردهی از کمپرسِ گرم و بعد از آن از کمپرسِ سرد استفاده کنید، و در کمکگرفتن از یک مشاورِ شیردهی تردید نکنید.
توهماتِ ناشی از کمخوابی
میدانستید که قرار است خسته شوید، اما خستگیِ دورانِ نوزادی گونهی متفاوتی از فرسودگی است. نوزادان ریتمِ شبانهروزی ندارند؛ آنها تفاوتِ بینِ ۲ ظهر و ۲ نصفهشب را نمیدانند. معدههای کوچکِ آنها به تغذیه در هر ۲ تا ۳ ساعت بهصورتِ شبانهروزی نیاز دارد.
تا روز پنجم، ممکن است کلمات را فراموش کنید، بطریِ شیر را در کابینتِ ظروف بگذارید، یا احساسِ سرگیجه کنید. به همین دلیل است که توافق از قبل با همسرتان برای تقسیمِ شیفتهای شبانه بسیار حیاتی است. شما نمیتوانید با «قدرتِ اراده» از این سطح از خستگی عبور کنید.
آسیبپذیریِ عمیق
در میانِ خونریزی، گریهها و خستگیِ مفرط، لحظاتی از عشقی نفسگیر و وحشتناک وجود دارد. شما به نفسکشیدنِ این موجودِ کوچک نگاه میکنید و احساسِ آسیبپذیریای را تجربه میکنید که هرگز قبلاً نشناخته بودید.
هفتهی اول تماماً دربارهی بقاست. دربارهی ایجادِ روتین، یا تمیز نگهداشتنِ خانه، یا پذیرایی از مهمانان نیست. فقط دربارهی این است که نوزاد را سیر نگه دارید، آبِ بدنِ خودتان را تأمین کنید، و به یاد داشته باشید که این مرحلهی شدید و پرآشوب موقتی است. شما دارید کارِ فوقالعادهای انجام میدهید.