Feeding
تغذیهی نوزاد و کودکِ نوپا: شیردهی، غذای کمکی و بدغذایی
نوشتهی تحریریه Raised ·
غذا دادن به یک کودکِ خردسال اغلب شبیه به یک نبردِ روزانه است. با درکِ مفهومِ «تقسیمِ مسئولیت» و چگونگیِ تغییرِ طبیعیِ اشتهای آنها، میتوانید فشار را از زمانِ غذاخوردن بردارید و یک رابطهی سالم با غذا بسازید.
از اضطرابِ گرفتنِ سینهی مادر توسط نوزاد گرفته تا ناامیدیِ محضِ تماشای کودکِ نوپایی که شامِ با عشق آمادهشده را روی زمین میاندازد، غذاخوردن یکی از پُرتنشترین بخشهای والدگری است.
ما اغلب موفقیتمان بهعنوان والدین را با مقدارِ غذایی که بچههایمان میخورند میسنجیم. اما علمِ تغذیهی کودکان داستانِ کاملاً متفاوتی دارد. در اینجا واقعیتِ پنهان در پسِ رایجترین افسانههای تغذیهای را میخوانیم.
افسانهی ۱: یک کودکِ نوپای سالم سه وعدهی بزرگ در روز میخورد
واقعیت: در سالِ اول، نوزادان با سرعتِ خیرهکنندهای رشد میکنند و اشتهایشان با این رشد همخوانی دارد. اما در حوالیِ اولین سالگردِ تولدشان، سرعتِ رشد بهشدت کاهش مییابد.
در نتیجه، اشتهای کودکِ نوپا اُفتِ شدیدی میکند. ممکن است یک صبحانهی مفصل بخورند و بعد در بقیهی روز مثلِ گنجشک فقط نوک بزنند. این کاملاً طبیعی است. آنها به اندازهای که شما فکر میکنید به کالری نیاز ندارند.
افسانهی ۲: اگر غذایی را رد میکنند، یعنی اصلاً دوستش ندارند
واقعیت: بدغذایی بینِ ۲ تا ۴ سالگی به اوجِ خود میرسد. این یک مکانیسمِ بقاست. از نظر تکاملی، این ویژگی کودکانِ نوپای سرگردان در طبیعت را از خوردنِ توتهای سمی بازمیداشت. آنها ذاتاً به غذاهای جدید یا کمی تغییریافته مشکوک میشوند.
متخصصانِ تغذیهی کودکان تأکید میکنند که ممکن است ۱۵ تا ۲۰ بار مواجههی بدونِ فشار با یک غذای جدید لازم باشد تا کودک احساسِ امنیت کند و آن را بچشد. ردکردنِ غذا یک حکمِ قطعی نیست؛ فقط قدمِ اولِ آشنایی است.
افسانهی ۳: این وظیفهی شماست که آنها را وادار به خوردن کنید
واقعیت: تحولآفرینترین مفهوم در تغذیهی کودکان «تقسیمِ مسئولیت» است.
- وظیفهی شما: تصمیم میگیرید چه غذایی، کِی و کجا سرو شود.
- وظیفهی آنها: تصمیم میگیرند آیا از غذای ارائهشده بخورند یا نه، و چقدر بخورند.
وقتی سعی میکنید وظیفهی آنها را انجام دهید (با منتکشی، رشوه دادن، یا مجبورکردنشان به خوردنِ «فقط یه لقمهی دیگه»)، زمانِ غذا به یک جنگِ قدرت تبدیل میشود. وقتی به وظیفهی خودتان پایبند میمانید و به آنها اعتماد میکنید تا وظیفهی خودشان را انجام دهند، همهی فشارها از بین میرود.
افسانهی ۴: قانونِ «فقط سیر شدن مهم است» مخصوصِ دورانِ نوزادی است
واقعیت: چه دو سال شیرِ مادر داده باشید، چه از روز اول شیرِ خشک، یا زودتر به سراغِ غذای کمکی رفته باشید، اصل ماجرا همان است: هدف داشتنِ یک کودکِ سیر است، و پیشنیازِ آن داشتنِ والدینی با روانِ سالم است.
اگر کودکِ نوپای شما دورهای را میگذراند که فقط غذاهای کرمرنگ (بیسکویت ترد، پاستا، نان) میخورد، در کنارِ مقادیر بسیار کمی از غذاهای جدید، همچنان غذاهای ایمن و آشنا را به او ارائه دهید. از تبدیلشدن به یک آشپزِ گوشبهفرمان که برای هر کس غذای جدا میپزد، بپرهیزید.
کِی باید کمک بگیریم
اگرچه بدغذایی در بیشترِ مواقع فقط یک دورهی گذراست، اما زمانهایی هم هست که نیاز به حمایتِ حرفهای دارد. اگر کودکتان وزن کم میکند، مرتباً با بافتهای خاصی از غذا به سرفه میافتد یا عق میزند، اضطرابِ شدیدی پیرامون غذا نشان میدهد، یا در مجموع کمتر از ۲۰ نوع غذای خاص میخورد، با پزشک اطفال صحبت کنید.
اما برای اکثریتِ قریببهاتفاقِ کودکان، بهترین کاری که میتوانید برای رژیم غذاییشان انجام دهید این است که یک نفس عمیق بکشید، غذا را سرو کنید و نتیجه را رها کنید.